
مطابق با گزارش سازمان تحقیقات توسعة انسانی ملل متحد (UNHDR.)، بیوفناوری بهعنوان یک شاهراه کلیدی برای پیشرفت اقتصادی – اجتماعی کشورهای در حال توسعه محسوب میشود. بسیاری از کارشناسان معتقدند، بیوفناوری از ابعاد گوناگونی میتواند در خدمت این ملتها دربیاید. متن زیر سعی دارد، نقش بیوفناوری پزشکی را در ارتقای سلامت و بهداشت عمومی همچنین در جهت ارزآوری برای مردم کشورهای در حال توسعه، به صورت تحلیلی و با ذکر مثالهای موردی بیان نماید: تاریخچة کوتاه: در قرن گذشته، بشر تلاشهای زیادی را برای فهم پیچیدگیهای بیولوژیکی طبیعت به کار گرفت. این تلاشها با تخمیر سنتی غذاها تا بهرهبرداری تجاری از انواع مختلف سلولهای زنده شروع شد. مهمترین پیشرفت در اواسط سال 1940 با کشف پنیسیلین اتفاق افتاد. این مسئله با انقلاب سبز در اواسط دهة 1950 توسعه یافت؛ بطوریکه امروز شاهد پیشرفت سریع در فهم پایههای ژنتیکی سلولهای زنده هستیم و پیشرفتهای اخیر در بیوفناوری، منجر به توسعة فرایندها و محصولاتی ده است که در ارتقای سلامت انسان، حیوان، غذا و کشاورزی مفید بودهاند. ولی هیچکدام از پیشرفتهای مذکور نتوانستهاند موجبات رشد و توسعه را در کشورهای جهان سوم فراهم نمایند، چرا که توانمندیهای این ملتها در این زمینهها نادیده گرفته شدهاند. کشورهای جهان سوم، نه تنها در تولید و عرضة بیش از پنجاه میلیارد دلار محصولات بیوفناوری در جهان، سهم قابل ذکری ندارند، بلکه حتی در زمینة کاربرد این محصولات در جهت رفع مشکلات خود و ارتقای سطح زندگی جامعة خود نیز فاصله زیادی با کشورهای پیشرفته دارند. مثلاً با اینکه کشور ایران از نظر سطح بهداشت عمومی و واردات محصولات پزشکی و دارویی در مقایسه با کشورهای جهان سوم وضعیت خوبی دارد، ولی با این وجود از میان 130 فراورده نوترکیب دنیا 25 مورد را با ارزش حدود پنجاه میلیون دلار وارد میکند.
صنایع دارویی در خدمت ثروت آفرینی برای کشورها پیشرفته نه بهداشت جهان یشتر از 90 درصد دلارهای تحقیقات بهداشت، صرف حل مشکلات 10 درصد مردم دنیا میشود. این در حالی است که امید به زندگی در کشورهای در حال توسعه به دلیل مشکلاتی مانند ایدز در برخی از کشورها کمتر از چهل سال میباشد. به طور کلی، جهان فرصتهای لازم برای توسعه فناوریهای مفید درکشورهای در حال توسعه را که حدود هشتاددرصد مردم دنیا را شامل میشوند، نادیده گرفته است.
مطابق با گزارش برنامه توسعة ملل متحد (UNDP) در سال 1998، حدود هفتاد میلیارد دلار صرف تحقیقات بهداشتی شده است؛ اما از این میزان تنها سیصد میلیون دلار در زمینة تحقیقات واکسن ایدز و صد میلیون دلار صرف تحقیقات در زمینه مالاریا شده است. درحقیقت، بیشتر داروها و واکسنهای جدید به منظور کسب درآمد تولید میشوند و به عنوان وسیلهای برای ثروتآفرینی کشورهای پیشرفته درآمدهاند.
تخمین زده میشود در حدود دو میلیارد و چهازصد هزار نفر در دنیا به ابتداییترین امکانات بهداشتی دسترسی ندارند و سالیانه یازده میلیون کودک زیر پنج سال به دلیل بیماریهای قابل پیشگیری، جان خود را از دست میدهند. هنوز هشتصدو بیستو شش میلیون نفر در کشورهای در حال توسعه در شرایط بد تغذیهای به سر میبرند. بهعنوان مثال در برخی از کشورهای آفریقایی میزان مرگ و میر بچههای زیر پنج سال، صد و هفتاد نفر به ازای هر هزار نفر میباشد. لذا میتوان گفت بیعدالتی در زمینة بهداشت، یکی از چالشهای اخلاقی جهان امروز به حساب میآید.
بیوفناوری، راه میانبر نجات کشورهای در حال توسعه از بیعدالتی بهداشتی ؤال اساسی این است که با توجه به وضعیت بیعدالتی بهداشتی که تشریح شد، کشورهای در حال توسعه چه سیاستی میتوانند در جهت رفع این معضل آغاز نمایند و آیا بیوفناوری در این زمینه میتواند کمکی به آنها بکند؟ آنچه مسلم است این کشورها بایستی روشهای ارزان و سهلالوصول را در این راستا برگزینند؛ لذا به نظر میرسد بیوفناوری به دلیل ویژگیهایی مانند در دسترس قراردادن روشهای ارزان و سریع درمانی و بهداشتی، میتواند راه حل مناسبی برای جبران عقبماندگی کشورهای در حال توسعه باشد و اگر این رویکرد جدید پزشکی و بهداشتی به صورت مناسب در کشورهای در حال توسعه پایهریزی شود، این کشورها میتوانند سطح سلامت و بهداشت خود را در فاصلة زمانی اندکی به حد کشورهای پیشرفته برسانند. در واقع بیوفناوری هم به عنوان یک صنعت درآمدزا و هم به عنوان یک عامل ارتقاء دهندة سطح زندگی میتواند بدلیل ویژگیهایی مانند ارزش افزودة زیاد، نیاز اندک به تجهیزات پیشرفته و نیاز اندک به سرمایهگذاری کلان ، به عنوان یک صنعت نوین و ارزآور برای این کشورها مطرح باشد. البته تحقق این امر نیازمند تغییر از حالت نگرش صنعتی به توسعه انسانی است.
ما بیوفناوری به عنوان فناوری که کاربردهای آن موجب ارتقای سطح زندگی است نیز از جنبههای گوناگونی میتواند در توسعه بهداشت در کشورهای در حال توسعه کمک نماید. از مهمترین آنها میتوان به تشخیص زودهنگام بیماریها، ساخت واکسنهای ارزان قابل دسترس و موثر، طراحی سیستمهای تحویل دارو و واکسن، تولید داروهای نوترکیب، کشف داروهای جدید، فارماکوژنومیک، شناسایی تنوع ژنتیکی بین افراد و تعیین ریسک ابتلا به برخی از بیماریها و موارد دیگر اشاره نمود. در اینجا نکتة مهم آن است که بیوفناوری را تنها رهاسازی ارگانیسمهای تغییریافته در محیطزیست ندانیم، اغلب وقتی با مردم روبرو میشویم، اولین سوال آنها در بحث بیوفناوری، در مورد ارگانیسمهای تغییرژنتیکیافته و مخصوصاً رهاسازی آنها در محیط است. در حالی که این تنها قسمتی از داستان است. بسیاری از فناوریهای جدید، با توانایی توسعه مراقبتهای بهداشتی مانند واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR)، میکرواری(Microrray )، بیوانفورماتیک، فارماکوژنومیک، پروتئومیکس و تعیین عملکرد ژنوم و بسیاری از موارد دیگر، هیچ ارتباطی با ارگانیسمهای تغییرژنتیکیافته ندارند.
پس ترکیب روشهای قدیم و جدید بیوفناوری، برای توسعه سلامتی و بهبود شرایط بهداشت حدود 80 درصد جمعیت جهان امری اجتنابناپذیر است و با برنامههای قاطع و زماندار، بیوفناوری میتواند در خدمت توسعه عدالت جهانی بهداشت درآید.
نمونههایی از موفقیتهای کشورهای در حال توسعه (ارزآوری بیوفناوری) علیرغم تحریم کوبا، ایالات متحده امریکا تصمیم به وارد نمودن واکسن مننگوکوک تیپB (عامل مننژیت) از این کشور نموده است که این موضوع قدرت و توانایی بیوفناوری را در یک کشور در حال توسعه نشان میدهد. اکنون بیوفناوری پس از شکر، مقام دوم صنایع کوبا را در اختیار دارد. این کشور 400 پتنت در زمینه بیوفناوری دارد. پنجاه آنزیم مختلف، 150 داروی نوترکیب و واکسنهای متعددی را تولید میکند. برزیل که خود دارای صنعت بیوفناوری و ژنومیک در حال تکامل است، میلیونها دوز از واکسن مننژیت کوبا را وارد میکند. شایان ذکر است، برزیل دارای 10 مرکز انکوباتوری در زمینة بیوفناوری است.
همچنین محققان هندی واکسن جدید را برای پلاسمودیوم ویواکس که عامل مالاریا در آن کشور است، طراحی نمودهاند. دپارتمان بیوفناوری هند در سال 2001، 85 میلیون دلار صرف تحقیقات ژنومیک در زمینة پزشکی مود و اکنون این کشور به یک مرکز تولید دارو و آنزیم تبدیل شده است. این کشور سهم بزرگی از بازار داروهای نوترکیب را به خود اختصاص داده است. کشورهایی مانند آمریکا، روسیه، آلمان، انگلستان، هلند و چند کشور دیگر از جمله جمهوری اسلامی ایران از این کشور دارو وارد میکنند که میزان واردات اکثر این کشورها سیر صعودی را نشان میدهد. جمهوری اسلامی ایران، از سال 1997 تا 2000، درصد 66.5 میلیون دلار دارو از کشور هند وارد کرده است. نمونهایی از قابلیتهای بیوفناوری برای رفع مشکلات کشورهای در حال توسعه (کاربرد فناوری)
واکسن خوراکی هپاتیت B در سیبزمینی تراریخته تولید شده است و مراحل کلینیکی خود را میگذراند. این ویروس دو میلیون نفر را در سراسر جهان آلوده نموده و یکی از سه عامل مهم مرگهای وابسته به سرطان در کشورهای آفریقایی، اقیانوسیه و آسیایی است. واکسنهای خوراکی که از طریق گیاهان تراریخته تجویز میشوند، در آینده قیمت واکسنها را در حد جزء کوچکی از قیمت رایج آنها در خواهد آورد. به عنوان مثال، مصرف چیپس سیب زمینی و یا موز تراریخته، قیمت واکسن هپاتیت B را از حدود 15 دلار کنونی به تنها 2 سنت تقلیل خواهد داد؛چراکه این نوع واکسنها نیاز به نگهداری در شرایط خاص ندارند و ارزانتر از واکسنهای مرسوم هستند. لذا برای کشورهای در حال توسعه مفید میباشند. همچنین توالییابی ماده وراثتی انگل مالاریا، بیوانفورماتیک و پردازش اطلاعات منجر به کشف کلاس جدیدی از داروهای ضد مالاریا شده است که در مقابل انگلهای مقاوم به چند دارو موثر است.
واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) و شناساگرهای ( probes ) غیررادیواکتیو دی.ان.آ.، نیز بسیار سریعتر، حساستر، با ویژگی بالاتر و ایمنتر از روشهای رایج برای شناسایی میکروارگانیسمهای بیماریزا هستند. این روش بخوبی برای شناسایی لیشمانیا (عامل بیماری سالک) و تب دانگ در کشورهای آمریکای لاتین استفاده میشود.
دانشگاه نایروبی با همکاری دانشگاه اکسفورد و مرکز بینالمللی واکسن ایدز نوعی واکسن دی.ان.آ (DNA Vaccine )برای ایدز طراحی نموده است که آزمایشات بالینی خود را در کشور میگذارند.
از طریق فارماکوژنومیک نیز میتوان میزان پاسخ افراد به داروها را مشخص نمود و داروی مناسب در اختیار آنها قرار داد و از این طریق باعث حفظ زندگی و منابع با ارزش مراقبت بهداشتی در کشورهای در حال توسعه شد. مدارک ابتدایی در این مورد در رابطه با داروی ضد ایدز در آفریقا مشخص شده است.
چند توصیه برای گسترش بیوفناوری در کشورهای در حال توسعه
مفهوم ژنومیک برای کشورهای در حال توسعه بایستی به مفهوم ژنومیک توسط کشورهای در حال توسعه تغییر یابد. تا زمانی که کشورهای در حال توسعه، خود را در جریان انقلاب بیوفناوری قرار ندهند، ظرفیتهای لازم را برای رشد بیوفناوری فراهم نکنند و اولویتهای خود را مشخص ننمایند به ناچار باید تنها به مصرفکنندة این محصولات تبدیل شوند. حتی در مواردی به مجری طرحهای ازپیشتعیینشدة کشورهای استعمارگر درخواهند آمد و در نهایت از این فناوری سودمند بینصیب خواهند ماند. این کشورها برای دستیابی به این امر مهم بایستی تدابیری را اتخاذ کنند که به برخی از آنها اشاره میشود:
1. پیشرفت در این زمینه نیازمند تحقیق برای شناسایی فناوریهای خوشآتیه و برطرف نمودن موانع سد راه گسترش و توسعه آنهاست. به عنوان مثال، ما نیاز است که بدانیم چرا کوبا، چین و هندوستان صنایع بیوفناوری بسیار مقتدر دارند، ولی کشورهای همسایه فاقد آن هستند. تجربههای این کشورها میتوانند در جهت ساخت صنایع موفق ژنومیک و بیوفناوری در کشورهای در حال توسعه استفاده شوند.
2. کشورهای در حال توسعه بایستی نیروهای کارشناسی خود را در سطوح علمی، قانونی، اجتماعی و سیاسی ژنومیک و بیوفناوری تقویت نمایند، تا بتوانند بیوفناوری را در تمام سطوح جامعه خود نهادینه کنند.
3. این کشورها بایستی تلاش نمایند، یک وفاق ملی را بین عموم، دانشگاهها، صنعت، دولت و مطبوعات و سازمانهای بینالمللی جهت هماهنگ نمودن سیاستها و جهتگیریهای مهم و مختلف ایجاد کنند تا همه اینها به طور هماهنگ باعث پیشبرد بیوفناوری شوند.
4. ایجاد کمیسیونهای منطقهای و بینالمللی میتواند به عنوان بنیادی برای ارتقای آگاهی عمومی و بسیج منابع و مشوق سرمایهگذاران عمل نماید و علاقههای مشترک آنها را در زمینههای بهداشتی درکشورهای در حال توسعه جهتدهی نماید و به این ترتیب خلاء نابرابری بهداشت را پر نماید. کشورهای آفریقایی این حرکت را شروع کردهاند در هشتم آگوست سال 2001، 38 سیاستگذار و دانشمند از 11 کشور آفریقایی در میزگردی تحت عنوان آفریقا، علوم و فناوری در آستانه جهانی شدن، گردهم آمدند و راهکارهای لازم را برای کم کردن فاصله علوم و از جمله بیوفناوری با کشورهای پیشرفته دنیا بررسی نمودند.
اینک صدای کسانی که در کشورهای در حال توسعه هستند بایستی شنیده شود که انقلاب بیوفناوری شروع شده است. آنهایی که در ژنو مخالفت میکنند، آنهایی نیستند که در آفریقا گرسنه و بیمارند.
وضعیت ایران در بین کشورهای در حال توسعه
ایران در بین کشورهای در حال توسعه، موقعیت استثنایی دارد. کشور ما از لحاظ منابع انسانی موقعیت خوبی دارد. جوانان ایران از پتانسیل هوشی بالایی برخوردارند. آمار نشان میدهد که تعداد دانشمندان، محققان و مخترعان ایرانی، به عنوان عضوی از جامعة جهانی، سال به سال افزایش پیدا میکنند. اما جای بسی تأسف است که با وجود این همه ظرفیت، ما شاهد شکوفایی و رشد علمی و اقتصادی کشور خود نیستیم. مهاجرت مغزها یکی از بزرگترین مشکلاتی است که جامعه علمی کشور ما با آن روبرو است. شاید یکی از عمده علل فرار مغزها در کشور ما این است که توسعه تحصیلات تکمیلی با توسعه اقتصادی همراه نبوده است و قشر تحصیلکرده، کشور را برای یافتن موقعیت بهتر از لحاظ علمی و اقتصادی به مقصد کشورهای پیشرفته ترک میکنند. آمار نشان میدهد که در طول سالهای اخیر 420 هزار نفر از فارغالتحصیلان دانشگاهی، کشور را ترک نمودهاند.
افقهای گستردة جدید که بیوفناوری و فناوریهای وابسته و کاربردهای آن باز نموده است، میتواند نقش بسیار مهمی در توسعة علمی، اقتصادی و اجتماعی کشور ما داشته باشد. ایران، بیوفناوری نوین را با فاصلة زمانی اندکی از کشورهای پیشرفته شروع نموده است و دارای سابقة چندین ده ساله در بیوفناوری سنتی است. این ویژگیها، کشور ما را از سایر کشورهای در حال توسعه مجزا میکند. تاکنون دستاوردهای خوبی در زمینههای بیوفناوری کشاورزی و پزشکی به دست آمده است. در زمینههای پزشکی مواردی مانند کیت تشخیص ایدز، کیت تشخیص سل، گروههای خونی، پروتئینهای نوترکیب درمانی مانند GM- CSF، اینترفرونها، هورمونرشد و برخی موارد دیگر یا در سطح صنعتی و یا حداقل در سطح آزمایشگاهی تولید شدهاند. هم اکنون تعداد شرکتهایی که در کشور در زمینة بیوفناوری فعالیت میکنند به سرعت رو به افزایش است و از لحاظ نیروی انسانی متخصص وضع نسبتاً خوبی داریم لذا با توجه به پتانسیلهای موجود در کشور، با اندک عنایت مسئولین امر به این مقوله، میتوان فاصلة ایجاد شده بین خود و کشورهای پیشرفته را در مدت زمان مناسبی از بین برده و در زمرة تولیدکنندگان محصولات نوترکیب درآییم. از این طریق میتوانیم هم نیازهای مردم خود را برآورده نماییم و هم اینکه قسمتی از سهم بازار محصولات بیوفناوری را در اختیار گیریم. نویسنده: محسن ارزنلو
مآخذ:
1- مرتضی پیرعلی همدانی،کامبیز گیلانی و سید مجید معنوی،1381. دارو و فن آوری، شمارة 6، دفتر همکاریهای فناوری ریاست جمهوری (معاونت علوم زیستی).
2. Daar A. S., Throsteinsdottir H, et.al., 2002. Top ten Biotechnologies for improving health in developing countries. Nature Genetcs. 32: 229-231.
3. Singer P. A., and Daar A. S., 2001. Harnessing Genomics and biotechnology to improve global health equity. Science, 249: 87-89.
4. Doelle H. W., 2001 Biotechnology and human development in developing countries. Electronic Journal of Biotechnology.
5. World Health Organization. 2002. Genomics and world health (Report of the advisory committee on health research, world health organization, Geneva |
سلام آقای جعفری
خسته نباشین
من می خواستم تا از مطالبتون استفاده کنم و بعضی از اونها رو توی وبلاگم بذارم میخواستم ببینم چنین اجازه ای رو به من میدین یا نه؟
ممنون میشم اگر موافقت کنین
سلام دوست گرامی ، آیا تا کنون از خود پرسیده اید که آیا مردمان کشور همسایه شما "افغانی" هستند یا "افغانستانی" ؟ همانطور که خیلی ها در جریان نیستند ، کلمه افغانستانی صحیح است . خواهشا بیایید از امروز مردمان کشور افغانستان را "افغانستانی" خطاب نماییم. موفق باشید